تکیه فقط به خدا | داستان فارسی
هر روز، روزي است كه هست و هرگز در جهان روزهاي هم شكلي وجود نداشته است.
خانه » داستان کوتاه » تکیه فقط به خدا
تکیه فقط به خدا

تکیه فقط به خدا

بخشی از داستان حضرت یوسف که نشان میدهد فقط باید به خدا تکیه کرد.

هنگامی که برادران یوسف می خواستند او را به چاه بیفکنند، وی خندید. برادرانش تعجب کردند و گفتند: برای چه می خندی؟ یوسف گفت:
فراموش نمی کنم روزی را که به شما برادران نیرومندم نظر افکندم و خوشحال شدم و گفتم:
کسی که این همه یار و یاور نیرومند دارد از حوادث سخت چه غمی خواهد داشت. روزی به بازوان شما دل بستم، اما اکنون در چنگال شما گرفتارم و به شما پناه می برم، ولی به من پناه نمی دهید.
خدا؛ شما را بر من مسلط ساخت تا بیاموزم که به غیر او حتی به برادرانم تکیه نکنم….

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
7