جایگاه ظلم | داستان فارسی
سعی کنید اشتباهات دیگران را ببخشید، حس انتقام انرژی منفی دارد.
خانه » حکایت » جایگاه ظلم
جایگاه ظلم

جایگاه ظلم

بهلول وارد قصر هارون شد.مسند مخصوص او را خالی دید و روی ان نشست.پاسبانان قصر وقتی بهلول را در محل مخصوص هارون دیدند با تازیانه اور را از ان مکان بیرون کردند.هارون از اندرون خارج شد،بهلول را دید در گوشه ای نشسته و گریه میکند.علت گریه او را از خدمتکاران پرسید.گفتند:چون در مسند شما نشسته بود .هارون انها را توبیخ کرد و بهلول را تسلی داد.بهلول گفت:من به حال تو گریه میکنم نه برای خودم;زیرا با همین چند دقیقه که در جایگاه تو نشستم این طور مرا ازردند،برتوچه خواهد گذشت که سالها بر این مسند ظلم نشسته ای و بر این دستگاه ستم تیکه کرده ای،ایا از عواقب هولناک ان نمی ترسی؟

منبع:داستان فوق حکایت ۵۶از بخش عدالت و ستمگری(بخش چهارم)(صف۶۵)کتاب هزار و یک حکایت اخلاقی بود.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
5