خدمت به فرد نالایق | داستان فارسی
امام علي(ع):هر كه نگاه خود را از حرام باز دارد دلش آرام خواهد شد.
خانه » داستان کوتاه » خدمت به فرد نالایق
خدمت به فرد نالایق

خدمت به فرد نالایق

وقتی به فرد نالایقی خدمت می کنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی

گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد. لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
8