داستان خویشاوند الاغ | داستان فارسی
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند. (کوروش کبیر)
خانه » حکایت » داستان خویشاوند الاغ
داستان خویشاوند الاغ

داستان خویشاوند الاغ

ملانصرالدین و خویشاوندان الاغ ….

روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد,
شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟
ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟!

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
1