درخواست از خدا | داستان فارسی
هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است (کوروش کبیر)
خانه » داستان پند اموز » درخواست از خدا
درخواست از خدا

درخواست از خدا

خارهای امروز گلهای فردایند.

مردی از خدا دو چیز خواست… یک گل و یک پروانه…
اما چیزی که به دست آورد یک کاکتوس و یک کرم بود.
غمگین شد . با خود اندیشید شاید خداوند من را دوست ندارد و به من توجهی ندارد.
چند روز گذشت.

از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و آن کرم تبدیل به پروانه ای زیباشد.
اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید به او اعتماد کنید.
خارهای امروز گلهای فردایند.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
8