درهای گشایش پروردگار بسیار است | داستان فارسی
باورها و ارزش‌ها، بهترين راهنما و مشاور زندگي شما هستند.(آنتوني رابينز)
خانه » داستان کوتاه » درهای گشایش پروردگار بسیار است
درهای گشایش پروردگار بسیار است

درهای گشایش پروردگار بسیار است

فکر زیادی بنده را خسته می کند، درحالی که خداوند تبارک وتعالی مالک وتدبیر کننده کارهاست

♦️پادشاه به نجارش گفت:فردا اعدامت میکنم، نجار آن شب نتوانست بخوابد.
همسر نجار گفت:”مانند هرشب بخواب، پروردگارت یگانه است و درهای گشایش بسیار ”

کلام همسرش آرامشی بر دلش ایجاد کرد و چشمانش سنگین شدو خوابید
صبح صدای پای سربازان را شنید،چهره اش دگرگون شد و با ناامیدی، پشیمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد و با دست لرزان در را باز کرد ودستانش را جلو برد تا سربازان زنجیر کنند . دو سرباز باتعجب گفتند:
پادشاه مرده و از تو می خواهیم تابوتی برایش بسازی،چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت،همسرش لبخندی زد وگفت:
“مانند هرشب آرام بخواب،زیرا پروردگار یکتا هست و درهای گشایش بسیارند ”

 

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
8