صحبت های رمز آلود دو عاشق | داستان فارسی
امام علي(ع):هر كه نگاه خود را از حرام باز دارد دلش آرام خواهد شد.
خانه » طنز » صحبت های رمز آلود دو عاشق
صحبت های رمز آلود دو عاشق

صحبت های رمز آلود دو عاشق

صحبت های رمز آلود دو عاشق بخشی از” صفحه هوشنگ ایوبی”

دختری در کابل کتاب می‌فروخت و معشوقه‌اش را دید که به‌سویش میاید، در این حال پدرش در نزدیکش ایستاده بود.
به معشوقه‌اش گفت:
آیا به‌خاطر گرفتنِ کتابی‌که نامش ” آیا پدر در خانه‌ هست” از شکسبرس نویسندۀ آلمانی، آمده‌یی؟
پسر گفت: نخیر! من به‌خاطر گرفتنِ کتابی به اسم ” کجا باید ببینمت” از توماس هرنانیز نویسندۀ انگلیسی، آمده‌ام.
دختر در پاسخ گفت: آن کتاب را ندارم، اما می‌توانی کتابی‌ به نام ” زیرِ درختِ عم” از نویسندۀ آمریکایی، باتریس اولفر را بگیری.
پسر گفت: خوب است واما؛ آیا می‌توانی فردا کتابِ ” بعد از ۵ دقیقه با همراهت  تماس می‌گیرم” از نویسندۀ بلژیکی، جون برنار رابیاوری؟
دختر در پاسخش گفت: بلی! با کمالِ مَیل، و تو هم فراموش نکن که کتاب ” هرگز تنها نمی‌گذارمت” از نویسندۀ فرانسوی میشل دانیال را  بیاوری.
بعد از آن …
پدر گفت: این نام‌ها زیاد است، آیا همه‌اش را مطالعه خواهد کرد؟!
دختر گفت: بلی پدر، او خواننده اى با هوش و کوشا است.
پدر گفت: خوب است دختر دوست‌داشتنی‌ام، فهمیدم ولکن او باید کتابِ “من کودن نیستم، همه چیز را فهمیدم” از نویسندۀ هلندى فرانک مرتینیز را نیز بخواند.
و همچنان تو دخترکم! باید کتابی‌را که برایت گرفته‌ام و امروز در سرِ میز آنرا خواهی یافت، به‌نام ” فردا به عروسی با پسر عمویت آماده شو” از نویسندۀ روسی، موریس هنری است، بخوانی.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
8