لنگه کفش گاندی | داستان فارسی
نیکوترین عادت تفکر است و حکمت زاده تفکر.
خانه » داستان پند اموز » لنگه کفش گاندی
لنگه کفش گاندی

لنگه کفش گاندی

داستان پند آموز درباره لنگه کفش دوم گاندی که خودش آن را از پنجره بیرن انداخت.

گاندی رهبر فقید هندوستان با قطار در حال مسافرت بود، به علت بی توجهی، یک لنگه از کفشهای نوی او، که به تازگی خریده بود از پنجره ی قطار بیرون افتاد. گاندی بلافاصله لنگه ی دیگر کفشش را هم بیرون انداخت. مسافران دیگر با تعجب به او نگاه کردند و علت این کارش را پرسیدند.  او با لبخندی رضایت بخش گفت: «یک لنگه کفش نو برای من بی مصرف است، ولی اگر کسی یک جفت کفش نو پیدا کند مطمئنا خیلی خوشحال خواهد شد». خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی آنکه خود داشته باشیم، دیگران را از آن برخوردار کنیم.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
1