مرگ مؤمن | داستان فارسی
شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم.
مرگ مؤمن

مرگ مؤمن

امام جواد نهمین امام برحق ع بعیادت یکی ازاصحابش که بیمارشده بودرفت ودربالین او نشست ودیدکه اوگریه میکندودرموردمرگ بی تابی مینماید .

فرمود:ای بنده خداازمرگ میترسی ؟ازاین جهت که نمی دانی مرگ چیست ؟آیااگرچرک و کثافت تورافراگیردوموجب ناراحتی توگرددوجراحات وزخمهای پوستی دربدن توپدیدآیدوبدانی که غسل کردن وشستشودرحمام همه این چرکهاوزخمهارااز بین میبردآیانمیخواهی که واردحمام شوی وبدنت راشستشونمائی واززخمهاو آلودگیهاپاک گردی ؟ویامیل نداری بحمام بروی وباهمان آلودگی وزخم هاباشی ؟بیمارعرض کرد:البته دوست داریم دراین صورت بحمام برویم وبدنم رابشویم .

امام جوادع فرمود:مرگ برای مومن همان حمام است وآن آخرین پاکسازی آلودگی گناه وشستشوی ناپاکیهاست بنابراین وقتی که بسوی مرگ رفتی وازاین مرحله گذشتی درحقیقت ازهمه اندواموررنج آوررهیده ای وبسوی خوشحالی وشادی روی آورده ای .

بیمارازفرموده های امام جوادع قلبی آرام پیداکردوخاطرش آسوده شدوعافیت ونشاط پیدا کردوباآرامش استواردلهره ونگرانیش ازبین رفت

معانی الاخبارص ۲۹۰

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
9