نامه گاندی به همسرش | داستان فارسی
قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.(گالیله)
خانه » خاطرات » نامه گاندی به همسرش
نامه گاندی به همسرش

نامه گاندی به همسرش

نامه فوق العاده زیبای گاندی به همسرش

خوبِ من، هنر در فاصله هاست؛ زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم، یخ می زنیم. تو نباید آنکسی باشی که من میخواهم و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی. کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت. من باید بهترین خودم باشم برای تو و تو باید بهترین خودت باشی برای من…

خوبِ من، هنرِِ عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودهاست. زندگیست دیگر، همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست! همه سازهایش کوک نیست. باید یاد گرفت با هر سازش رقصید! حتی با ناکوک ترین ناکوکش، اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن؛ حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد!!!

به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند. به این سالها که به سرعت برق گذشتند؛ به جوانی که رفت! میانسالی که می رود. به کودکمان که بزرگ شد، در یک چشم به هم زدن…

حواست باشد به کوتاهی زندگی، به زمستانی که رفت، تابستانی که دارد تمام می شود آرام آرام… زندگی به همین آسانی می گذرد. ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد و گاه هم صاف است. میگذرد، هر جور که باشی.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
6