نسخه دریافت سیانور | داستان فارسی
کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید. (کوروش کبیر)
خانه » داستان کوتاه » نسخه دریافت سیانور
نسخه دریافت سیانور

نسخه دریافت سیانور

داستان کوتاه درباره داشتن نسخه بریا دریافت سیانور از داروخانه ….


خانمی وارد داروخانه می شه و به دکتر داروساز میگه که به سیانور احتیاج داره! داروسازه میگه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟ خانمه توضیح می ده که لازمه شوهرش را مسموم کنه. چشم‌های داروسازه چهارتا می شه و میگه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد… هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمی شه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد. بعد از این حرف خانمه دستش رو می بره داخل کیفش و از اون یه عکس میاره بیرون؛ عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام می‌خوردند. داروسازه به عکسه نگاه می کنه و می گه: چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟!

نتیجه‌ی اخلاقی: وقتی به داروخانه می‌روید، اول نسخه‌ی خود را نشان دهید!

برای خواندن داستانهای دیگر به ما بپیوندید

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
5