هسته زردآلو | داستان فارسی
باورها و ارزش‌ها، بهترين راهنما و مشاور زندگي شما هستند.(آنتوني رابينز)
خانه » داستان کوتاه » هسته زردآلو
هسته زردآلو

هسته زردآلو

داستان کوتاه و جالب  از دهخدا درباره هسته زردآلو.

مردی حاشیه خیابان بساط پهن کرده بود،
زردآلو هر کیلو ۲ تومن،
هسته زردآلو هرکیلو ۴ تومن.
یکی پرسید چرا هسته اش از زرد آلو گرونتره؟!
فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه.
مرد کمی فکر کردُ گفت، یه کیلو هسته بده .
خرید و مشغول خوردن که شد با خودش گفت:
چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردآلو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود.
رفتُ همین حرف رو به فروشنده گفت،
فروشنده گفت: بــــــله ، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه !!!
چه زود اثر کردد.
دهخدا

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
1