کمک پنهانی مرد سرمایه دار | داستان فارسی
هر روز، روزي است كه هست و هرگز در جهان روزهاي هم شكلي وجود نداشته است.
خانه » داستان پند اموز » کمک پنهانی مرد سرمایه دار
کمک پنهانی مرد سرمایه دار

کمک پنهانی مرد سرمایه دار

مرد سرمایه داری در شهری زندگی میکرد؛اما به هیچکس ریالی کمک نمیکرد.

فرزندی هم نداشت. و تنها با همسرش زندگی میکرد. در عوض قصابی در آن شهر بود که به نیازمندان گوشت رایگان میداد.

روز به روز نفرت مردم از شخص سرمایه دار بیشتر میشد مردم هرچه او را نصیحت میکردند که این سرمایه را برای چه کسی میخواهی؟
در جواب میگفت نیاز شما ربطی به من ندارد.
بروید از قصاب بگیرید تا اینکه  او مریض شد
احدی به عیادتش نرفت و در نهایت در تنهایی جان داد.
هیچ کس حاضر نشد به تشییع جنازه او برود…
همسرش به تنهایی او را دفن کرد
اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد
دیگر قصاب به کسی گوشت رایگان نداد.
او گفت کسی که پول گوشت را پرداخت میکرد دیروز از دنیا رفت..!!

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
4