مسلمان شدن مسیحی به دست امام باقر | داستان فارسی
تنها راه تغییر یافتن یک تصمیم واقعی است.
خانه » چهارده معصوم » امام باقر » مسلمان شدن مسیحی به دست امام باقر
مسلمان شدن مسیحی به دست امام باقر

مسلمان شدن مسیحی به دست امام باقر

  هنگامی که هشام بن عبدالملک امام باقر ( ع ) را همراه پسرش امام صادق ( ع ) از مدینه به شام تبعید کرد ، امام صادق ( ع ) می گوید : یک روز همراه پدرم از خانه هشام بیرون آمدیم ، به میدان شهر رسیدیم دیدیم جمعیت بسیاری اجتماع کرده اند ، پدرم پرسید : ( اینها کیستند و برای چه اجتماع کرده اند ؟ )
گفته شد : ( اینها کشیش های مسیحی ( روحانیون بلندپایه مسیحیان ) هستند ، هر سال در چنین روزی در اینجا اجتماع می کنند و با هم به زیارت راهب پیر مسیحی ، که معبد او در بالای این کوه قرار دارد ، می روند ، و سؤالات خود را از او می پرسند و سپس به خانه های خود بازمی گردند ) .
پدرم سر خود را با پارچه ای پوشانید ، تا کسی او را نشناسند ، نزد آنها رفت و با او بالای کوه نزد راهب پیر مسیحی رفتند ، من هم همراه آنها بودم .
کشیش ها در کنارمعبد ، فرشهایی که آورده بودند گستردند ، و مسندی برای راهب ، قرار دادند ، راهب پیر را از میان معبد بیرون آورده و بر آن مسند نشاندند ، و در پیش روی او نشستند ، آن راهب آنچنان پیر بود که ابروان سفیدش روی چشمش افتاده بود ، با نوار حریر زردی ، ابروان خود را به پیشانی بست ، و چشمهای خود را مانند مار افعی به حرکت درآورد ، هشام جاسوسی فرستاده بود ، تا جریان ملاقات پدرم را با راهب ، به او گزارش کند ، راهب به حاضران نگاه کرد ، وقتی پدرم را در میان آن جمع دید ، بین او و پدرم چنین گفتگو شد :
راهب : تو از ما هستی ، یا از امت مرحومه ( اسلام ) می باشی ؟
امام باقر : از امت مرحومه ( مشمول رحمت الهی ) هستم .
راهب : از علمای اسلام هستی یا از بی سوادهای آنها ؟
امام باقر : از بی سوادهای آنها نیستم .
راهب : آیا من سؤال کنم یا تو ؟
امام باقر : تو سؤال کن .
راهب : ای مسیحیان حاضر ! عجیب است که مردی از امت محمد ( ص ) این جرئت را دارد و به من می گوید : تو بپرس ، اکنون سزاوار است چند پرسش از او بپرسم ، آنگاه راهب ، پنج سؤ ال خود را پرسید :
۱ – به من بگو بدانم ، آن ساعتی که نه از شب است و نه از روز چه ساعتی است ؟
امام باقر : آن ساعت ، بین طلوع فجر و طلوع خورشید ( بین اول وقت و نماز صبح و اول طلوع خورشید ) است .
۲ – بگو بدانم که این ساعت که نه از روز است و نه از شب ، پس از چه ساعتی است ؟
امام باقر : آن ساعت از ساعتهای بهشت است بیماران در آن شفا می یابند ، دردها آرام می گردد . . .
راهب : راست فرمودی .
۳ – به من بگو بدانم اینکه اهل بهشت می خورند و می آشامند ولی ادرار و مدفوع ندارند ، در دنیا چنین چیزی نظیر دارد ؟
امام باقر : مانند طفل در رحم مادرش ، میخورند ، ولی چیزی از او جدا نمی شود .
راهب : راست فرمودی .
۴ – به من خبر بده اینکه می گویند در بهشت هرچه از میوه ها و غذاهای آن بخورند ، چیزی از آن کم نمی شود ، آیا نظیری در دنیا دارد ؟
امام باقر : نظیر آن ، چراغ است ، که اگر هزاران چراغ ، از شعله آن روشن کنند از نور او چیزی کم نمی شود .
۵ – به من بگو بدانم آن دو برادر ، چه کسی بودند ، که در یک ساعت دو قلو از مادر متولد شدند ، و هر دو در یک لحظه مردند ، ولی یکی از آن ها پنجاه سال دیگری ۱۵۰ سال در دنیا عمر کرد .
امام باقر : آن دو برادر عزیز و عزیر بودند که دو قلو در یک ساعت به دنیا آمدند و سی سال با همدیگر بودند ، خداوند ، جان عزیر را قبض کرد و او صد سال جزء مردگان بود ، بعد او را زنده کرد ، و بیست سال دیگر با برادر خود زندی کرد ، سپس با هم در یک ساعت مردند ، در نتیجه عزیر ، پنجاه سال عمر کرد ، ولی عزیر ۱۵۰ سال عمر نمود .
راهب ، در این هنگام از جای خود حرکت کرد و به حاضران گفت : شخصی از من داناتر را به اینجا آورده اید ، تا مرا رسوا کنید ، سوگند به خدا تا این مرد ( امام باقر علیه السلام ) در شام هست ، من با شما سخن نخواهم گفت ، هر چه می خواهید از او بپرسید .
روایت شده : وقتی که شب شد ، آن راهب به حضور امام باقر ( ع ) آمد معجزاتی از محضر او مشاهده کرد ، و همانجا مسلمان شد ، وقتی که این خبر عجیب به هشام رسید ، و خبر مناظره امام باقر ( ع ) با راهب ، در شام پیچید ، و علم و کمال آن حضرت در شام آشکار گشت ، هشام احساس خطر نمود ، جایزه ای برای امام باقر ( ع ) فرستاد و او را روانه مدینه کرد ، و افرادی را جلوتر فرستاد تا در بین راه به مردم اعلام کنند کسی با دو پسر ابوتراب ، باقر و جعفر ( ع ) تماس نگیرد آنها جادوگرند من آنها را به شام طلبیدم ، آنها به آئین مسیحیان مایل شدند ، هر کس چیزی به آنها بفروشد یا به آنها سلام کند ، خونش هدر است.

داستان فوق از بخش داستانهای شنیدنی ازچهارده معصوم(ع) اپکیشن داستانهای حدیثی نقل شده است

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
7