بادکنک های شادی | داستان فارسی
آیا او (خدا) برای بنده اش کافی نیست؟ (قران کریم)
خانه » داستان پند اموز » بادکنک های شادی
بادکنک های شادی

بادکنک های شادی

داستان کوتاه بادکنک ها

بادکنک های شادی

در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید .همه اینکار را انجام دادند و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد .اعلام شد که هر کس بادکنک خود را ظرف ۵ دقیقه پیدا کند .همه به سمت اتاق مذکور رفتند و با شتاب و هرج و مرج به دنبال بادکنک خود گشتندولی هیچکس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند .دوباره اعلام شد که این بار هر کس بادکنکی که برمیدارد به صاحبش دهد .طولی نکشید که همه بادکنک خود را یافتند .دوباره بلندگو به صدا درآمد که این کار دقیقاً زندگی ماست .وقتی تنها به دنبال شادی خودمان هستیم به شادی نخواهیم رسید .در حالی که شادی ما در شادی دیگران است .شما شادی را به دیگران هدیه دهید و شاهد آمدن شادی به سمت خود باشید …

داستان فوق از کانال حس ارامش نقل شده است.

                                                         بادکنک های شادی

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
6