روباه و کشاورز | داستان فارسی
شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.
خانه » داستان پند اموز » روباه و کشاورز
روباه و کشاورز

روباه و کشاورز

داستان اموزنده روباه و کشاوز

قصه روباه و کشاورز

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.هنگام برداشت محصول بود شبی از شبها روباهی وارد گنم مزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پیرمرد کمی ضررزد.
پیرمردکینه روباه را به دل گرفت بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصمیم گرفت از حیوان انتقام بگیرد.مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد.روباه شعله وردر مزرعه به اینطرف وآن طرف میدوید وکشاورز بخت برگشته هم به دنبالش در این تعقیب و گریز گندمزار به خاکستر تبدیل شد.وقتی کینه به دل گرفته ودر پی انتقام هستیم باید بدانیم آتش این انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت بهتر است ببخشیم وبگذریم …

داستان فوق از کانال @zzzohoorنقل شده است

روباه و کشاورز

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
7