موی سبیل ببر کوهستان

موی سبیل ببر کوهستان

زن نمی دانست که چه بکند ؟ خلق و خوی شوهرش او را به تنگ آورده بود ، همیشه می گفت و می خندید ، با بچه ها خوش و بش می کرد.ولی مدتی بود با کوچکترین مسئله عصبانی می شد و داد و فریاد می کرد !!! زن روزی به نزد راهبی رفت تا از او کمک بگیرد ، او در کوهستان زندگی می کرد ، زن از راهب معجونی خواست تا شاید چاره ای کارش شود ! راهب نگاهی به زن کرد و گفت : چاره ی کار تو در یک تار مو از سبیل ببر کوهستان است !ببر کوهستان !! آن حیوان بسیار وحشی است !! و ...

ادامه مطلب

معرفی کتاب ۱۰۰۱حکایت اخلاقی

معرفی کتاب ۱۰۰۱حکایت اخلاقی

به نام خدا امروز با معرفی کتاب ۱۰۰۱حکایت اخلاقی در خدمت شما عزیزان هستیم  این کتاب در ۵۰موضوع مختلف و در ۱۰۰۱یک حکایت و ۷۵۰صفحه توسط جناب اقای محمد حسین محمدی نوشته شده است.کتاب سرشار از موضوعات اخلاقی و عرفانی مختلف است از جمله موضوعات :افات زبان،عدالت و ستمگری،دنیا فروشی و دین فروشی،جوان مردی وناجوان مردی،امانت داری و خیانت،توکل و عدم توکل،حماقت،اخلاص،ریا و… را میتوان نام برد.این کتاب بسیار با ارزش است و اگر اهل خواندن حکایت ...

ادامه مطلب

سه گاو نر

سه گاو نر

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر زیبا روی پیش یک کشاورز رفت تا از او اجازه بگیرد.کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست.من سه گاو نر رو یک به  یک آزاد می کنم، اگر تونستی دم هر کدوم از این سه گاو رو بگیری، می تونی با دخترم ازدواج کنی.مرد جوان در مرتع، به انتظار اولین گاو ایستاد. در طویله باز شد و بزرگ ترین و خشمگین ترین گاوی که تو عمرش دیده بود بیرون آمد.فکر کرد یکی از گاوهای بعدی، گزینه بهتری باشد، پس به کناری دوید و گ...

ادامه مطلب

۳ سوال

۳ سوال

داستان کوتاه ۳سوال سلطان به وزیر گفت۳سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی. سوال اول: خدا چه میخورد؟ سوال دوم: خدا چه می پوشد؟ سوال سوم: خدا چه کار میکند؟ وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود. غلامی فهمیده وزیرک داشت. وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم. اینکه :خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟غلام گفت:هرسه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم وسومی را فردا…! اما خدا چه میخورد...

ادامه مطلب