بایگانی برچسب ها: حکایت

ازدواج صوری

ازدواج صوری

ازدواج صوری امام حسن (ع) ازدواج صوری امام حسن یکی از اهداف امامان شیعه(ع)در ازدواج های مکرر،این بود که ازدواج بین مسلمانان رواج یابد و زنان دارای همسر گردند و از مفاسد جنسی جلوگیری شود;چرا که زن بی شوهر،هم خودش در خطر انراحف است و هم دیگران و خدای ناکرده به هیچ وجه هدف انان،شهوت رانی نبوده است. در تاریخ امده است که عبد الله بن عامر بر اثر دسیسه ی معاویه برای ان که همسر زیبای او بتواند با یزد ازدواج کند و عروسه معاویه گردد،همسرش امّ خالد ...

ادامه مطلب

بعدش چی؟

بعدش چی؟

مرد ثروتمندی نزدیک روستایى در کنار ساحل ایستاده بود .قایق کوچک ماهیگیرى از انجا رد شد که داخلش چند تا ماهى بود!مرد ثروتمند از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تاماهی رو بگیرى؟ماهیگیر : مدت خیلى کمى !مرد ثروتمند : پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟ماهیگیر : چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده ام کافیه ! مرد ثروتمند : اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟ ماهیگیر : تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم!با بچه هام بازى...

ادامه مطلب

برده یا ازاد؟

برده یا ازاد؟

صدای ساز و اوازبلند بود.هرکس که از نزدیک ان خانه میگذشت میتوانست حدس بزند که درون خانه چه خبر است.بساط عشرت و می گساری پهن بود و جام می بودکه پیاپی نوشیده میشد.کنیزک خدمتکار خاکروبه ها را در دست گرفته و از خانه بیرون امده بود تا انها را در جایی بریزد.درهمین لحظه مردی که اثار عبادت از چهره اش نمایان بود و پیشانی اش از سجده های طولانی حکایت میکرد از ان جا گذشت.از ان کنیزک پرسید:صاحب این خانه بنده است یا ازاد؟کنیزک گفت:ازاد.مرد گفت:مع...

ادامه مطلب

سلطان ملکشاه و پیرزن

سلطان ملکشاه و پیرزن

روزی ملکشاه به شکار رفته بود،درقلعه ای فرود امد،جمعی از غلامان او گاوی دیدند که صاحب ندارد،گاو را کشتنتد و گوشت ان را خوردند.گاو از آن پیرزنی بود که با سه یتیم خود از شیر ان امرارمعاش میکرد،وقتی اطلاع پیدا کرد که سربازان ملکشاه گاوش را کشته اند بسیار اندوهناک شد و سحرگاه بر سرپل زاینده رود امد.هنگامی که موکب ملکشاه خواست از پل بگذرد پیرزن از جای برخاست و گفت:ای پسر آلب ارسلان!دِاد مرا بر سر این پل می دهی یا بر سر پل صراط؟اکنون فکر کن کد...

ادامه مطلب