بایگانی برچسب ها: داستان بیماری

داستن جالب روزه حلاج

داستن جالب روزه حلاج

اون روز هم داشت از خرابه ایی که بیماران جزامی توش زندگی می کردند می گذشت. جزامی ها داشتند ناهار می خوردند، ناهار که چه؟ ته مونده ی غذاهای دیگران و چیزهایی که تو آشغال ها پیدا کرده بودند. یکی از اون ها بلند شد و به حلاج گفت: بفرما ناهار! – مزاحم نیستم؟ – نه بفرمایید. حلاج نشست پای سفره. یکی از جزامی ها بهش گفت: تو چه جوریه که از ما نمی ترسی؟!! دوستات حتی چندششون می شه از کنار ما رد شند، ولی تو الان … حلاج: خب اون ها الان روزه هستند، برای همین این ...

ادامه مطلب

داستان جالب و آموزنده رژیم تغذیه نیست

داستان جالب و آموزنده رژیم تغذیه نیست

#رژیم دوستی گفت: من رژِیم دارم . گفتم : شما وزن متعادلی دارید ، نیاز به رژیم نیست !؟ او گفت : رژیم تغذیه نیست، رژیم تفکر و رفتار است؛ در این رژِیم اجتناب می کنم از : ۱- افکار منفی ۲-آدمهای منفی ۳-کسانی که لبخند را از من می گیرند. ۴-آنهایی که باعث میشوند سایه غم و حسرت بر نگاهم چیره شود . ۵-آنها که باعث می شوند اعتماد به نفسم را از دست بدهم . ۶- آنهایی که چوب لای چرخ زندگیم می گذارند. او گفت : اگر یک ماه این رژِیم را رعایت کنم، سه کیلو ا...

ادامه مطلب