بایگانی برچسب ها: داستان طنز

سؤال و جواب در کلاس درس

سؤال و جواب در کلاس درس

استاد: به نظر شما چرا حضرت محمد(ص)، دانشجوها: اللهم صل علی محمد و آل محمد! استاد: بله آفرین! میخواستم از شما بپرسم که چرا حضرت محمد… دانشجوها: اللهم صل علی محمد و آل محمد! استاد: انشاء الله! به نظر شما چرا حضرت محمد… دانشجوها : اللهم صل علی محمد و آل محمد! استاد: لا اله الا الله! چرا آن حضرت… دانشجوها : کدام حضرت؟ استاد: حضرت محمد! دانشجوها: اللهم صل علی محمد و آل محمد…!!!! حال کردین؟؟؟ اصلأ حواستون بود مجبورتون کردم صلوات بف...

ادامه مطلب

چشمک از روی شیطنت

چشمک از روی شیطنت

برای یه سفر کاری آماده شده بودم سوار اتوبوس شدم و منتظر حرکت که یه خانمی همراه دختر جوانش اومدن صندلی کنار من نشستن. اتوبوس راه افتاد و من در همون ابتدا خوابیدم. با پریدن اتوبوس از روی یه سرعت گیر بیدار شدم و به اطراف نگاه کردم. ناخداگاه چشمم به صندلی کناری دوخته شد و از روی شیطنت چشمکی به دخترک زدم ولی از شانس بد من مادرشم دید ولی چیزی نگفت بجاش از کیفش یه مشت بادوم در آورد و بهم تعارف کرد منم گفتم نه میل ندارم ولی اصرار کرد منم گرف...

ادامه مطلب