بایگانی برچسب ها: داستان مذهبی

عروس مومن

عروس مومن

عروس مومن پسری بعد از چهار سال مهاجرت و جمع آوری پول به پدرش که شخص پرهیزگاری بود تماس گرفت و از او خواست تا دختری را به عروسی وی برگزیند. پدر نیز چنین کرد و پسرک با شوق و شور فراوان به کشور بازگشت.بعد از عروسی نگاه به خانمش انداخت درحالیکه چادر به سرش بود اما او را بد رنگ ترین و زشت ترین دختر یافت.پسرک بسیار افسرده شده و با خود میگفت که چرا پدرش این دختر را به همسری وی انتخاب کرده درحالیکه او اصلاً زیبا نیست و با همین افسردگی به خو...

ادامه مطلب

شیطان چاق٬شیطان لاغر

شیطان چاق٬شیطان لاغر

داستان کوتاه شیطان چاق٬شیطان لاغر یک روز شیطان چاقى ، شیطان لاغرى را ملاقات کرد. شیطان چاق ، از شیطان لاغر پرسید:چرا تو اینقدر لاغر و ضعیف شده اى ؟ شیطان لاغر، جواب داد:من بر شخصى مسلّط مامور شده ام که او را گمراه کنم . ولى آن شخص ‍ در اوّل هر کار، مانند: خوردن ، آشامیدن و …، زبانش به ذکر بسم اللّه الرحمن الرحیم گویا است ، از این رو از نفوذ در او، و شرکت در کارهاى او محروم هستم . و همین سبب و موجب لاغرى من شده است ، حال تو بگو بدا...

ادامه مطلب

روزهشتم محرم:پیوستن امیه بن سعدطایی به یاران

روزهشتم محرم:پیوستن امیه بن سعدطایی به یاران

وقایع روز هفتم محرم در روز هشتم محرم‌الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى با اینکه سپاه امام حسین ‏‏(ع) در محاصره شدید قرار داشت، امیه بن سعد طایی خود را به یاران امام رساند.‏ امیه بن سعد طایی از شهدای کربلا به شمار می‌آید و روز عاشورا ‏به نقلی در حمله اول شهید شد. وی در سوارکاری نامی، شجاعی از کوفیان و از اصحاب ‏امیرالمؤمنین (ع) بوده است و در جنگ صفین نیز حضور داشتند. در این روز عطش بار ‏دیگر بر همراهان امام (ع) غلبه کرد و عمر بن حجاج به محاصره شر...

ادامه مطلب

روز هفتم محرم:بستن شریعت فرات

روز هفتم محرم:بستن شریعت فرات

روز هفتم محرم:بستن شریعت فرات در این روز عبیدالله بن زیاد نامه‌ای به نزد عمربن سعد فرستاد و به او ‏دستور داد تا با سپاهیان خود بین امام حسین (ع) و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد کرده ‏و اجازه نوشیدن حتی یک قطره آب را به امام ندهند، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن ‏نعمان خودداری شد.عمر بن سعد نیز فوراً عمرو بن حجاج را با پانصد سوار در کنار شریعه فرات مستقر کرد و ‏مانع دسترسی امام حسین (ع) و یارانش به آب شدند و این رفتار غیرانسانی سه ...

ادامه مطلب

روز اول محرم:منزل قصر بنى مقاتل

روز اول محرم:منزل قصر بنى مقاتل

وقایع روزانه محرم امام علیه‏السلام روز چهارشنبه اول ماه محرم‌الحرام سال شصت‌ویک هجرى بر این منزل وارد شدند. عمرو بن مشرقى گفت: با پسرعمویم بر امام حسین علیه‏السلام وارد شدم و آن حضرت در «قصر بنى مقاتل» بود و بر او سلام کردیم، امام پرسید: آیا به یارى من مى‏ آیى؟! من گفتم: مردى هستم که عائله زیادى دارم و مال بسیارى از مردم نزد من است و نمی‌دانم کار به کجا مى ‏انجامد و خوش ندارم امانت مردم از بین برود؛ و پسرعمویم نیز همانند من پاسخ داد. ...

ادامه مطلب

داستان آموزنده مذهبی

داستان آموزنده مذهبی

داستان های مذهبی شاگردی از استادش درباره ی جلب رضایت خدا و بهترین راه آن پرسید. استاد گفت: به گورستان برو و به مرده ها توهین کن! شاگرد دستور استاد را اجرا کرد و نزد او برگشت. استاد گفت: جواب دادند؟ شاگرد گفت: نه استاد گفت: پس بار دیگر به آنجا برو و آن ها را ستایش کن! شاگرد اطاعت کرد و همان روز عصر نزد استاد برگشت. استاد بار دیگر از او پرسید که آیا مرده ها جواب دادند؟ و شاگرد گفت: نه. استاد گفت: برای جلب رضایت خدا، همین طور رفتار کن ن...

ادامه مطلب