بایگانی برچسب ها: داستان های جالب

روباه و کشاورز

روباه و کشاورز

قصه روباه و کشاورز کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.هنگام برداشت محصول بود شبی از شبها روباهی وارد گنم مزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پیرمرد کمی ضررزد. پیرمردکینه روباه را به دل گرفت بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصمیم گرفت از حیوان انتقام بگیرد.مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد.روباه شعله وردر مزرعه به اینطرف وآن طرف میدوید وکشاورز بخت ...

ادامه مطلب

داستان جالب ملانصرالدین

داستان جالب ملانصرالدین

داستان های ملانصرالدین   روزی ملانصرالدین را دیدند که بیرون خانه خود دنبال چیزی میگردد ، از او پرسیدند ملا دنبال چه میگردی ؟ ملا گفت کلیدم ، پرسیدند کلید راکجا گم کردی ؟ ملا گفت درون خانه ، گفتند پس چرا اینجا را میگردی ؟ ملا پاسخ داد چون داخل خانه تاریک اما اینجا روشن است !! ما هم در بیرون به جستجوی خود برآمده ایم اما تا زمانی که به درون وجودمان بازنگردیم نمی‌توانیم خود را بیابیم پس به درون خود بنگریم یعنی آنجا که تاریک است ̷...

ادامه مطلب