بایگانی برچسب ها: هزار و یک حکایت اخلاقی

ازدواج صوری

ازدواج صوری

ازدواج صوری امام حسن (ع) ازدواج صوری امام حسن یکی از اهداف امامان شیعه(ع)در ازدواج های مکرر،این بود که ازدواج بین مسلمانان رواج یابد و زنان دارای همسر گردند و از مفاسد جنسی جلوگیری شود;چرا که زن بی شوهر،هم خودش در خطر انراحف است و هم دیگران و خدای ناکرده به هیچ وجه هدف انان،شهوت رانی نبوده است. در تاریخ امده است که عبد الله بن عامر بر اثر دسیسه ی معاویه برای ان که همسر زیبای او بتواند با یزد ازدواج کند و عروسه معاویه گردد،همسرش امّ خالد ...

ادامه مطلب

خدا،مهمان خانه من میشوی؟

خدا،مهمان خانه من میشوی؟

پیرزنی در خواب خدا رو دید و به او گفت: خدایا من خیلی تنهام، مهمان خانه من می شوی؟!خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش می رود…پیرزن از خواب بیدار شد و با عجله شروع به جارو زدن خانه اش کرد..!رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود رو پخت.سپس نشست و منتظر ماند…چند دقیقه بعد درب خانه به صدا در آمد…پیرزن با عجله به سمت در رفت و اون رو باز کرد.پیرمرد فقیری بود، پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد.پ...

ادامه مطلب

سلطان ملکشاه و پیرزن

سلطان ملکشاه و پیرزن

روزی ملکشاه به شکار رفته بود،درقلعه ای فرود امد،جمعی از غلامان او گاوی دیدند که صاحب ندارد،گاو را کشتنتد و گوشت ان را خوردند.گاو از آن پیرزنی بود که با سه یتیم خود از شیر ان امرارمعاش میکرد،وقتی اطلاع پیدا کرد که سربازان ملکشاه گاوش را کشته اند بسیار اندوهناک شد و سحرگاه بر سرپل زاینده رود امد.هنگامی که موکب ملکشاه خواست از پل بگذرد پیرزن از جای برخاست و گفت:ای پسر آلب ارسلان!دِاد مرا بر سر این پل می دهی یا بر سر پل صراط؟اکنون فکر کن کد...

ادامه مطلب

نتیجه ی حکم به ناحق

نتیجه ی حکم به ناحق

دهقانی یک ظرف عسل برای فروش به شهر اورد.نگهبان دروازه ی شهر برای گرفتن راهداری جلو او را گرفت و سر ظرف را باز کرد که ببیند چیست;ولی از شدت بدذاتی انقدر او را معطل کرد و سرظرف را باز نگه داشت تا این که مگس های زیادی از اطراف امدند و روی عسل نشستند و عسل را از بین بردند،طوری که مشتری برای خریدن ان رغبت نمیکرد.دهقان پیش قاضی رفت و شکایت کرد.قاضی گفت:تقصیر از راهداری نیست.بلکه تقصیر از مگس ها است.هرکجا مگس ها را ببینی حق داری ان ها را ب...

ادامه مطلب

اتش در خرمن

اتش در خرمن

مرحوم حضرت ایت الله العظمی اراکی -که بزرگان عالم اسلام و از فقیهان وارسته هستند-می فرمودند:مرحوم اخوند ملا محمد کبیر،قطعه زمینی در اطراف سلطان اباد اراک داشت که در ان،زراعت میکرد و نان سال اهل و عیال خود را از ان زمین به دست می اورد.یک وقت که حاصل زمین را خرمن کرده بود ودر دشت،خرمن های دیگری نیز وجود داشت،کسی عمدا یا سهوا اتش روشن میکند،باد می وزد و اتش به خرمن ها می افتد و خرمن ها یکی پس از دیگری در اتش میسوزد.شخصی نزد مرحوم اخوند کبیر م...

ادامه مطلب