بایگانی برچسب ها: پند اخلاقی داستان

برده یا ازاد؟

برده یا ازاد؟

صدای ساز و اوازبلند بود.هرکس که از نزدیک ان خانه میگذشت میتوانست حدس بزند که درون خانه چه خبر است.بساط عشرت و می گساری پهن بود و جام می بودکه پیاپی نوشیده میشد.کنیزک خدمتکار خاکروبه ها را در دست گرفته و از خانه بیرون امده بود تا انها را در جایی بریزد.درهمین لحظه مردی که اثار عبادت از چهره اش نمایان بود و پیشانی اش از سجده های طولانی حکایت میکرد از ان جا گذشت.از ان کنیزک پرسید:صاحب این خانه بنده است یا ازاد؟کنیزک گفت:ازاد.مرد گفت:مع...

ادامه مطلب

موش و گربه

موش و گربه

گربه که در یک خرابه به دنبال غذا میگشت چیزی برای خوردن پیدا نکرد از شدت گرسنگی صبر و طاقتش تمام شده و به کنار درختی رفت تا استراحت کند،ناگهان سوراخ موشی را دید و در سوراخ بو کشید و دندانهایش را بهم فشار داد،ناگهان موش فهمید که گربه ای بر در سوراخ نشسته است و نگران شد و خاک بر راه دو سوراخ ریخت که راه گربه را ببندد،ان وقت گربه با صدای ناله ای گفت :ای دوست من باتو کاری ندارم و به تو پناه اورده ام که امشب به  من جایی بدهی تا بخوابم چون که ...

ادامه مطلب