بایگانی برچسب ها: کتاب هزار و یک حکایت اخلاقی

برده یا ازاد؟

برده یا ازاد؟

صدای ساز و اوازبلند بود.هرکس که از نزدیک ان خانه میگذشت میتوانست حدس بزند که درون خانه چه خبر است.بساط عشرت و می گساری پهن بود و جام می بودکه پیاپی نوشیده میشد.کنیزک خدمتکار خاکروبه ها را در دست گرفته و از خانه بیرون امده بود تا انها را در جایی بریزد.درهمین لحظه مردی که اثار عبادت از چهره اش نمایان بود و پیشانی اش از سجده های طولانی حکایت میکرد از ان جا گذشت.از ان کنیزک پرسید:صاحب این خانه بنده است یا ازاد؟کنیزک گفت:ازاد.مرد گفت:مع...

ادامه مطلب

نتیجه ی حکم به ناحق

نتیجه ی حکم به ناحق

دهقانی یک ظرف عسل برای فروش به شهر اورد.نگهبان دروازه ی شهر برای گرفتن راهداری جلو او را گرفت و سر ظرف را باز کرد که ببیند چیست;ولی از شدت بدذاتی انقدر او را معطل کرد و سرظرف را باز نگه داشت تا این که مگس های زیادی از اطراف امدند و روی عسل نشستند و عسل را از بین بردند،طوری که مشتری برای خریدن ان رغبت نمیکرد.دهقان پیش قاضی رفت و شکایت کرد.قاضی گفت:تقصیر از راهداری نیست.بلکه تقصیر از مگس ها است.هرکجا مگس ها را ببینی حق داری ان ها را ب...

ادامه مطلب

حرافی!

حرافی!

گویند:حضرت سلیمان(ع) یکی از یاران جنی خود را برای کاری فرستاد.یک نفر را در پی او روانه کرد تا از کرده ها و گفته های او برایش خبر بیاورد.وقتی ان مامور باز امد،گفت:آن یار جنی وارد بازار شد،سرش را به سوی اسمان بلند کرد،سپس نگاهی به مردم کرد و بعد سرش را به زیر انداخت .وقتی ان یار امد،سلمان(ع)از او پرسید:چرا در بازار سرت را به طرف اسمان بلند کردی؟اوگفت:تعجب کردم از این که ملائکه بالای سر این مردم هستند و ان ها با سرعت بسیار حرف می زدند(بی...

ادامه مطلب

اتش در خرمن

اتش در خرمن

مرحوم حضرت ایت الله العظمی اراکی -که بزرگان عالم اسلام و از فقیهان وارسته هستند-می فرمودند:مرحوم اخوند ملا محمد کبیر،قطعه زمینی در اطراف سلطان اباد اراک داشت که در ان،زراعت میکرد و نان سال اهل و عیال خود را از ان زمین به دست می اورد.یک وقت که حاصل زمین را خرمن کرده بود ودر دشت،خرمن های دیگری نیز وجود داشت،کسی عمدا یا سهوا اتش روشن میکند،باد می وزد و اتش به خرمن ها می افتد و خرمن ها یکی پس از دیگری در اتش میسوزد.شخصی نزد مرحوم اخوند کبیر م...

ادامه مطلب