بایگانی برچسب ها: 1001 حکایت

سلطان ملکشاه و پیرزن

سلطان ملکشاه و پیرزن

روزی ملکشاه به شکار رفته بود،درقلعه ای فرود امد،جمعی از غلامان او گاوی دیدند که صاحب ندارد،گاو را کشتنتد و گوشت ان را خوردند.گاو از آن پیرزنی بود که با سه یتیم خود از شیر ان امرارمعاش میکرد،وقتی اطلاع پیدا کرد که سربازان ملکشاه گاوش را کشته اند بسیار اندوهناک شد و سحرگاه بر سرپل زاینده رود امد.هنگامی که موکب ملکشاه خواست از پل بگذرد پیرزن از جای برخاست و گفت:ای پسر آلب ارسلان!دِاد مرا بر سر این پل می دهی یا بر سر پل صراط؟اکنون فکر کن کد...

ادامه مطلب

نتیجه ی حکم به ناحق

نتیجه ی حکم به ناحق

دهقانی یک ظرف عسل برای فروش به شهر اورد.نگهبان دروازه ی شهر برای گرفتن راهداری جلو او را گرفت و سر ظرف را باز کرد که ببیند چیست;ولی از شدت بدذاتی انقدر او را معطل کرد و سرظرف را باز نگه داشت تا این که مگس های زیادی از اطراف امدند و روی عسل نشستند و عسل را از بین بردند،طوری که مشتری برای خریدن ان رغبت نمیکرد.دهقان پیش قاضی رفت و شکایت کرد.قاضی گفت:تقصیر از راهداری نیست.بلکه تقصیر از مگس ها است.هرکجا مگس ها را ببینی حق داری ان ها را ب...

ادامه مطلب

معرفی کتاب ۱۰۰۱حکایت اخلاقی

معرفی کتاب ۱۰۰۱حکایت اخلاقی

به نام خدا امروز با معرفی کتاب ۱۰۰۱حکایت اخلاقی در خدمت شما عزیزان هستیم  این کتاب در ۵۰موضوع مختلف و در ۱۰۰۱یک حکایت و ۷۵۰صفحه توسط جناب اقای محمد حسین محمدی نوشته شده است.کتاب سرشار از موضوعات اخلاقی و عرفانی مختلف است از جمله موضوعات :افات زبان،عدالت و ستمگری،دنیا فروشی و دین فروشی،جوان مردی وناجوان مردی،امانت داری و خیانت،توکل و عدم توکل،حماقت،اخلاص،ریا و… را میتوان نام برد.این کتاب بسیار با ارزش است و اگر اهل خواندن حکایت ...

ادامه مطلب